خرید بک لینک
بی کلاسی هم کلاسی داشت آن دور و زمان بی کلاسان را نشستن پیش بعضی عار بود دوستی و مهر نزد بی کلاسان جهان چون گلی روییده بر یک شاخه پر خار بود بی کلاسان آن زمان اندر گریز از نام و ننگ چونکه اول آدمیت از لزوم کار بود مردمان امروز دنبال کلاس و منصبند از همان دم آخر کاری چنین بس زار بود گشته سنگین جمله سرهای تبار با کلاس هر که را اندیشه این ، چشم بصیرت تار بود سهم ما از این جهان جز یک دم و یک عشق نیست عاشقان دانند چوون سنگینی این بار بود ذات خود محفوظ از هر چه کلاس کذب کن هوشمندان را همیشه یاوری خوش، یار بود

برچسب: نویسنده: حامد یزدانی تاريخ: سه شنبه 11 آبان 1395 ساعت: 13:34

صفحه بندی